اهواز؛ همدلی اقوام، زیربنای فردایی آباد
به قلم ولی مهدی پور، فعال اجتماعی و سیاسی
ایران، رنگینکمانی است از اقوام که هر قوم، نقش مایهای اصیل بر تار و پود قالی هویت ایرانی است. بزرگ ترین سرمایه ملی که در سایه هدایتهای مقام معظم رهبری و با تبعیت از ولایت فقیه، به قدرتی مهارناپذیر بدل شده است. رهبری عزیز همواره بر این نکته تاکید دارند که وحدت و انسجام میان مردم عزیز کشورمان و نظام، تنها تضمینکننده اقتدار و امنیت ملی است؛ پیوندی که در آن، تفاوتهای فرهنگی و قومی در برابر پرچم واحد و هدایتهای ولایت، به یک همبستگی ناگسستنی تبدیل میشود.
تاریخ گواهی میدهد که هیچ دشمنی با نیرنگ و ترفندهای خود، نتوانسته در این پیوند که بر پایه بصیرت و ایمان بنا شده، خللی ایجاد کند. کما اینکه وحدت و یکپارچگی مردم عزیز در جنگ تحمیلی رمضان و حضور پرشور آنان در میدان و کف خیابان ها، باعث بالا رفتن روحیه ی رزمندگان سلحشور در خط مقدم جبهه جنگ و در برابر دشمن شد و به وضوح نشان داد که آمریکای جنایتکار و رژیم منحوس صهیونیستی و شرکای آن ها، حریف این همبستگی و وحدت بی نظیر مردم با نظام مقدس جمهوری اسلامی نخواهند شد. یقینا همین حضور مستمر در خیابان و میدان و وحدت ناگسستنی، پاسخی دندان شکن برای دشمن زبون است.
استان خوزستان، «دروازه تشیع»، تجلیگاه عینی این وحدت و هدایت مبتنی بر ایمان است. اینجا سرزمینی است که در آن، قوم عرب، بختیاری، شوشتری، دزفولی، بهبهانی، لُر، کُرد، ترک قشقایی، ایزدخواستی و طیف گسترده ای از دیگر اقوام ایرانی، با همسویی کامل با ارزشهای اسلامی و ملی، در کنار هم زیست میکنند. این استان، خاکی است که در آن، تفاوتهای فرهنگی به جای جدایی، به مسیری برای شناخت بیشتر و احترام متقابل بدل شده است. مردمان خوزستان، همواره با وفاداری مثالزدنی و در عین حال ایستادگی بر اصول ولایت، نشان دادهاند که این تنوع انسانی، بزرگ ترین سپر دفاعی در برابر توطئههای دشمنان است.
کلانشهر اهواز نیز، آینهی تمامنمای این وفاداری است. در این شهر، حضور پرشور اقوام مختلف در زیر پرچم ایران اسلامی، نشانی از یک خانواده بزرگ است که در آن، میهندوستی با تار و پود زندگی عجین شده است. اهواز، ترکیبی است از هویتها؛ جایی که در کوچه پس کوچههای آن، صدای واحد همدلی، فراتر از هر نغمهای شنیده میشود. این تنوع ارزشمند، اگر چه فرصتی الهی است، اما رسالتی بر دوش مسئولان میگذارد تا از این سرمایه انسانی، برای ساختن شهری استفاده کنند که در آن، هر شهروند، فارغ از پیشینه فرهنگی خود، احساس عزت و تعلق کند.
اکنون وظیفهی همه ما، تبدیل این همبستگی ارزشمند به یک مدیریت شهری کارآمد و عدالتمحور است. مدیریت شهری در چنین بستری، نیازمند نگاهی است که از ظرفیتهای این تنوع برای توسعهی پایدار استفاده کند. نیازمند مدیریتی هستیم که عدالت را در توزیع امکانات و زیرساختها، میان محلات و اقوام ساکن اهواز جاری کند. پیشرفت واقعی زمانی حاصل میشود که مدیریت شهری، با درک دقیق از نیازهای متنوع مردم، بتواند وحدت ملی را به رفاه اجتماعی و آبادانی ملموس تبدیل کند؛ تا اهواز، نه تنها مایه افتخار اقوام خود، بلکه نمونهای از شکوه مدیریت عدالتمحور در ایران اسلامی باشد.
















