اخبار ویژه

گام‌های بلندی که نیشکر برای رونق جوامع محلی برداشته است؛ سهم صنایع‌دستی خوزستان از سفره شیرین نیشکر از میان خاکِ «چال‌آبزا» تا فریادِ «تلخ‌آبی»؛ روایتِ رنج و ایستادگی از تجربه سه قوه تا توسعه فارس؛ کارنامه امیری در میدان عمل کارشناس مطالعات فرهنگی و رسانه: در فوتبال ایران با فرهنگ عذرخواهی مشکل داریم! راه‌اندازی فولادسازی شادگان به دستور وزیر صمت؛ آغاز فصل تازه توسعه و رونق اقتصادی ۵۰هکتار از اراضی مرغوب شهری در مالکیت شهرداری اهواز باقی ماند ✅فولاد خوزستان؛ سرمایه‌گذار✅فولاد خوزستان؛ سرمایه‌گذاری برای تولیدی که می‌خواهد سبزتر ادامه دهدی برای تولیدی که می‌خواهد سبزتر ادامه دهد زمزم ۳؛ وقتی بازسازی یعنی ساختن دوباره 💠فولاد خوزستان؛ روایت یک بازگشت وقتی قلب کارخانه دوباره تپید؛ روایت بازسازی فولادسازی و کوره‌های پاتیلی چرا معاون وزیر در برابر فولادمردان خوزستان سر تعظیم فرود آورد؟ فولاد خوزستان در روزهای سخت بازسازی تنها نماند

26

پهلوان ساتیاراسفندیاری پیشکسوت بوکس درسن ۷۵ سالگی در گذشت

  • کد خبر : 4459
  • 23 شهریور 1403 - 12:04

روانش خرد بود و تن جان پاک تو گویی که بهره ندارد ز خاک چند وقت پیش یکی از عکس های مبارزه ایشان با بوکسور کویتی به دستم رسید دریک مجلسی کنار ایشان نشسته بودم پرسیدم: عمو ساتیار نگفتی در جوانی بوکس کار میکردی، با مهربانی و نجابت همیشگی اش گفت پیرشدیم دیگه و بعد […]

روانش خرد بود و تن جان پاک
تو گویی که بهره ندارد ز خاک

چند وقت پیش یکی از عکس های مبارزه ایشان با بوکسور کویتی به دستم رسید دریک مجلسی کنار ایشان نشسته بودم پرسیدم: عمو ساتیار نگفتی در جوانی بوکس کار میکردی، با مهربانی و نجابت همیشگی اش گفت پیرشدیم دیگه و بعد ادامه داد :
که برای کار به کشور کویت سفر کرد بودیم با تعدادی از بستگان علاقه به بوکس داشتم و بوکس کار می کردم در کشور کویت امکانات خوبی بود بعضی روزها بعد از کار روزانه به سالن بوکس می رفتم و تمرین می کردم
تا اینکه یک روز در یک مسابقه با یک بوکسور کویتی مبارز کردم او قهرمان کشور کویت بود روز سختی بود ما برای کار رفته بودیم و با بوکسور میزبان مبارزه کردن کار ساده ای نبود مبارز ه شروع شد سالن مملو از طرفداران و تماشاگران کویتی بود و این کار مارا سخت می کرد تعدادی از بستگان هم حضور داشتند اما اکثریت سالن کویتی بودند
به دستهایش نگاه کرد و گفت بدن ورزیده ای داشتم ورزش می کردم در ضمن کار بدنی هم انجام می دادم اما خوب مبارزه کویتی خیلی جسور و سخت بود خلاصه با غیرت لری و ایلیاتی موفق شدم در حضور تعدادی از شیوخ و بزرگان کویت قهرمان کویتی را شکست بدهم وقتی داور دست مرا به عنوان پیروز مبارزه بالا برد اول فکر کردم مورد خشم شیخ و حاضران و حامیان بوکسور کویتی قرارمی گیرم اما برعکس از طرف بزرگان سالن مورد تشویق قرار گرفتم در همین لحظه مجلس به پایان رسید دست اورا گرفتم و از جای بر خواستیم.
*سیاهی لشکر نیاید به کار*
*یکی مرد جنگی به از صد هزار*
او مرد گشاده دست و سخاوتمندی بود مردی با سینه ای ستبر و قلبی مهربان از تبار نیکان نسلی خود ساخته و تکرار نشدنی، هرچند زندگی این روزها با مردان نیک و نژاده سرسازگاری ندارد !
اما آ ساتیاراسفندیاری (سرقلی) تا بود بر مدار برادری و مردانگی بود و موجب امیدواری بستگان و همشهریان ، دریغ که دیگر اورا در میان خویش نداریم اما یاد او تا همیشه با ماست
نوربخش احمدزاده

لینک کوتاه : https://havaybana.ir/?p=4459

برچسب ها

ثبت دیدگاه

مجموع دیدگاهها : 1در انتظار بررسی : 1انتشار یافته : ۰
قوانین ارسال دیدگاه
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.