اخبار ویژه

گام‌های بلندی که نیشکر برای رونق جوامع محلی برداشته است؛ سهم صنایع‌دستی خوزستان از سفره شیرین نیشکر علی صفی خانی سرپرست مدیریت عملیات نفت و گاز مارون شد از احیای قلب تولید تا ریل توسعه نماینده اهواز: کارگروه بررسی طرح پل عنافچه به دستور استاندار خوزستان تشکیل شد شلاق‌ بی‌برقی، بر پیکر خسته‌ از جنگ فولادخوزستان اخبار گروه سرمایه گذاری تصویب سود ۶۵ تومانی در مجمع «وسپهر» بازدید میدانی سرپرست دانشگاه پیام نور خوزستان از مراکز ایذه؛ پیگیری نزدیک مشکلات دانشجویی دکتر  مجتبی مروج، سرپرست دانشگاه پیام نور استان خوزستان,به همراه هیئت همراه، با حضور در شهرستان ایذه از مراکز آموزشی این دانشگاه بازدید به عمل آورد ذوب‌آهن اصفهان در آستانه جهشی دوباره؛هم‌افزایی مدیریت تخصصی افضلی با رویکرد توسعه‌گرایانه لله‌گانی بازگشت تیم اصلی مذاکرات ایران؛ چه کسانی در سوئیس ماندند؟ خطر بی‌انگیزگی کارکنان: آفت پنهان موفقیت سازمان/ حسین کریمی از بلاتکلیفی تا اطمینان‌بخشی؛ وزیر ارشاد: موضوع آگهی‌های دولتی انجام می‌شود و جای نگرانی نیست

3

زاری کردن رستم بر سهراب ” ( همی آرزو گاه و شهر آمدش / یکی تنگ تابوت بهرآمدش” فردوسی ” )

  • کد خبر : 6044
  • 30 مهر 1404 - 9:59
زاری کردن رستم بر سهراب ”  ( همی آرزو گاه و شهر آمدش / یکی تنگ تابوت بهرآمدش” فردوسی ” )

” زاری کردن رستم بر سهراب ” ( همی آرزو گاه و شهر آمدش / یکی تنگ تابوت بهرآمدش” فردوسی ” ) تهمتن گشت آگه چون به داسِ انتقام و دُود بنای خرمنِ هستیِ خان وُمانِ خود بِزدود، زیانمندانه و مهجور ،جهید و برف آهی برکشید و زود رخ را بر رخِ سهراب می سایید […]

” زاری کردن رستم بر سهراب ”

( همی آرزو گاه و شهر آمدش / یکی تنگ تابوت بهرآمدش” فردوسی ” )

تهمتن گشت آگه چون به داسِ انتقام و دُود

بنای خرمنِ هستیِ خان وُمانِ خود بِزدود،

زیانمندانه و مهجور ،جهید و برف آهی برکشید و زود رخ را بر رخِ سهراب می سایید

برای رود خون گریید و خاک رزمگه بر روی می پاشید

جهان را با فراخی دید، درون تنگ تابوتی بیارامید

نبیره سامِ یل آهنگ جنگش تا ابد خوابید

وَ دیگر ماه یا خورشید رخشان را نخواهد دید

عجب پیشامد شومی که او را روی می بوسید

تهمتن آتش غم داشت، می‌غرید، دلش پیش از تنش می‌مُرد، همی واگویه ها می خورد

نشستنگاه خاک تیره بادا تا ابد جایم

که در گیتی کَنَد سرو سهی از باغ و با دشنه درَد پور جوانش را

غمش از آسمان افزون، بزد آتش سرا پرده و یال و دم، بریدش رخش و تابوتش به روی دوش گردانید

سپاهان خاک بیزان روز روشن را سیه کردند و با حرمان همان هفت رنگ خرگاهِ یل سهراب و آن پرمایه تختش را ابا زین و یراقِ اسب ابرش را بسوزانید

نموده خسروانی جامه ها را چاک، ز دل ها آه ها بگذشت بر افلاک

خبر مانند شب زد خیمه بر ایران و بر توران

شه کاووس برِ بالین رستم نوحه می خوانید:

انگاری همه پنهان درون مرگ خود خوابید

اگر چه آسمان را بر زمین آری وُ گیتی را به آتشدان بسوزانی

بنتوانی گذشته بازِ خود آری.

و تهمینه برای دیدن پورش،

بلندا کاخ اِستادست و چشمش راه می پایید

ده انگشتش به زورِ درد می‌خایید و می‌نالید…

 

#خُرم سعیدی

لینک کوتاه : https://havaybana.ir/?p=6044

برچسب ها

ثبت دیدگاه

مجموع دیدگاهها : 1در انتظار بررسی : 1انتشار یافته : ۰
قوانین ارسال دیدگاه
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.