اخبار ویژه

گام‌های بلندی که نیشکر برای رونق جوامع محلی برداشته است؛ سهم صنایع‌دستی خوزستان از سفره شیرین نیشکر از میان خاکِ «چال‌آبزا» تا فریادِ «تلخ‌آبی»؛ روایتِ رنج و ایستادگی از تجربه سه قوه تا توسعه فارس؛ کارنامه امیری در میدان عمل کارشناس مطالعات فرهنگی و رسانه: در فوتبال ایران با فرهنگ عذرخواهی مشکل داریم! راه‌اندازی فولادسازی شادگان به دستور وزیر صمت؛ آغاز فصل تازه توسعه و رونق اقتصادی ۵۰هکتار از اراضی مرغوب شهری در مالکیت شهرداری اهواز باقی ماند ✅فولاد خوزستان؛ سرمایه‌گذار✅فولاد خوزستان؛ سرمایه‌گذاری برای تولیدی که می‌خواهد سبزتر ادامه دهدی برای تولیدی که می‌خواهد سبزتر ادامه دهد زمزم ۳؛ وقتی بازسازی یعنی ساختن دوباره 💠فولاد خوزستان؛ روایت یک بازگشت وقتی قلب کارخانه دوباره تپید؛ روایت بازسازی فولادسازی و کوره‌های پاتیلی چرا معاون وزیر در برابر فولادمردان خوزستان سر تعظیم فرود آورد؟ فولاد خوزستان در روزهای سخت بازسازی تنها نماند

3

زاری کردن رستم بر سهراب ” ( همی آرزو گاه و شهر آمدش / یکی تنگ تابوت بهرآمدش” فردوسی ” )

  • کد خبر : 6044
  • 30 مهر 1404 - 9:59
زاری کردن رستم بر سهراب ”  ( همی آرزو گاه و شهر آمدش / یکی تنگ تابوت بهرآمدش” فردوسی ” )

” زاری کردن رستم بر سهراب ” ( همی آرزو گاه و شهر آمدش / یکی تنگ تابوت بهرآمدش” فردوسی ” ) تهمتن گشت آگه چون به داسِ انتقام و دُود بنای خرمنِ هستیِ خان وُمانِ خود بِزدود، زیانمندانه و مهجور ،جهید و برف آهی برکشید و زود رخ را بر رخِ سهراب می سایید […]

” زاری کردن رستم بر سهراب ”

( همی آرزو گاه و شهر آمدش / یکی تنگ تابوت بهرآمدش” فردوسی ” )

تهمتن گشت آگه چون به داسِ انتقام و دُود

بنای خرمنِ هستیِ خان وُمانِ خود بِزدود،

زیانمندانه و مهجور ،جهید و برف آهی برکشید و زود رخ را بر رخِ سهراب می سایید

برای رود خون گریید و خاک رزمگه بر روی می پاشید

جهان را با فراخی دید، درون تنگ تابوتی بیارامید

نبیره سامِ یل آهنگ جنگش تا ابد خوابید

وَ دیگر ماه یا خورشید رخشان را نخواهد دید

عجب پیشامد شومی که او را روی می بوسید

تهمتن آتش غم داشت، می‌غرید، دلش پیش از تنش می‌مُرد، همی واگویه ها می خورد

نشستنگاه خاک تیره بادا تا ابد جایم

که در گیتی کَنَد سرو سهی از باغ و با دشنه درَد پور جوانش را

غمش از آسمان افزون، بزد آتش سرا پرده و یال و دم، بریدش رخش و تابوتش به روی دوش گردانید

سپاهان خاک بیزان روز روشن را سیه کردند و با حرمان همان هفت رنگ خرگاهِ یل سهراب و آن پرمایه تختش را ابا زین و یراقِ اسب ابرش را بسوزانید

نموده خسروانی جامه ها را چاک، ز دل ها آه ها بگذشت بر افلاک

خبر مانند شب زد خیمه بر ایران و بر توران

شه کاووس برِ بالین رستم نوحه می خوانید:

انگاری همه پنهان درون مرگ خود خوابید

اگر چه آسمان را بر زمین آری وُ گیتی را به آتشدان بسوزانی

بنتوانی گذشته بازِ خود آری.

و تهمینه برای دیدن پورش،

بلندا کاخ اِستادست و چشمش راه می پایید

ده انگشتش به زورِ درد می‌خایید و می‌نالید…

 

#خُرم سعیدی

لینک کوتاه : https://havaybana.ir/?p=6044

برچسب ها

ثبت دیدگاه

مجموع دیدگاهها : 1در انتظار بررسی : 1انتشار یافته : ۰
قوانین ارسال دیدگاه
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.