تحلیلی بر سیر تحولی و مدیریتی مرادعلی سعیدیپور
مرادعلی سعیدیپور؛ مردی که از جادههای سنگلاخی تا قلههای دانش پیش رفت
برخی زندگیها، تنها گذر از روزها نیست، بلکه داستانی است از ارادهای که هرگز تسلیم نشد. داستان زندگی مرادعلی سعیدیپور از ۳۰ اسفند ۱۳۴۴، در تپه معروف به «جوکار» در قلعهتل آغاز شد؛ جایی که تقدیر، او را در دلِ گرمای تابستانِ قلعهتل به دنیا آورد، هرچند ریشه و زادگاهش در نالِ اشکنان و ناشلیل بود.
او دوران کودکی و نوجوانیاش را با قدمهای استوار و پابرهنه در جادههای سنگلاخی گذراند. از مدرسه ابتدایی ناشلیل تا نیمکتهای دبیرستان لیلالقدر قلعهتل، هر قدم برای او یک درس بود. اما او نمیخواست تنها یک دانشآموز باشد؛ او تشنهی دانشی بود که او را به دزفول و دنیای «تربیت معلم» رساند.
در اوج سالهای سخت دفاع مقدس، در سال ۱۳۶۴، آنجا که خاک وطن با خون شهدا گره میخورد، او در مناطق دهلاویه، بستان و هویزه، سربازیاش را در خط مقدم دفاع از میهن به پایان رساند. اما جنگ برای او تمام نشد؛ او جنگی جدید را برای مبارزه با بیسوادی در مناطق محروم آغاز کرد. از سردشت دزفول تا چالابزا در بخش سوسن ایذه، او نه فقط به عنوان یک معلم، بلکه به عنوان یک مبلّغ امید در میان عشایر بود.
مرادعلی سعیدیپور، مردی بود که در کنار علم، هنر را هم در قلب داشت. خطاطی و خوشنویسی برای او نه یک سرگرمی، بلکه راهی برای تعادل بود تا عضو انجمن خوشنویسان ایران شود. اما اشتیاق او به تاریخ، او را به مسیری برد که با نقد کتابهای بختیاری و مقالهنویسی، مقام اول کشور را کسب کرد. او ثابت کرد که میتوان همزمان مردِ میدان عمل بود و مردِ قلم.سفر سیاسی و اجتماعی او، حاصلِ شناخت عمیق از رنجهای مردم بود. از فعال بودن در جنبشهای اجتماعی و سیاسی (گنجینه دوم خرداد) تا ورود به شورای شهر ایذه و سپس تبدیل شدن به نخستین نماینده خوزستان در شورای عالی استانها و نایبرئیسی این شورا در سطح کشور. او هرگز جایگاههای مدیریتی را برای قدرت نخواست، بلکه آنها را پلهای کرد تا صدای مردم محروم باشد.
از بخشداری هندیجان و معاونت فرمانداری لالی تا فرمانداری اندیکا؛ هر جا که قدم گذاشت، «جامعهشناسیِ بومی» و «شناخت جغرافیای بختیاری» او را به مردمی تبدیل کرد که نامش را با رضایت بر زبان میآوردند. او میدانست که فرماندار بودن، یعنی شنیدن صدای کسی که در دورترین نقطه کوهستان است.
امروز، او که با کارشناسی ارشد تاریخ، کولهباری از علم بر دوش دارد، در جایگاه مدیرکل آموزش و پرورش عشایر خوزستان نشسته است. اما نکته تحلیلی زندگی او این است: او هرگز آن معلم جوانی را که در چالابزا بود، فراموش نکرد. تلاش بیوقفه او برای احداث مدارس در دورترین نقاط عشایری خوزستان، در واقع ادای دینی است به آن جادههای سنگلاخی که سالها پیش، او را به مدرسه میرساند.
مرادعلی سعیدیپور، تجسمی است از این حقیقت که: «وقتی علم با تجربه مدیریتی و عشق به خلق ترکیب شود، نتیجهاش خدمتی است که در دل مردم ماندگار میشود.
جمشیدسعیدی پور















