اخبار ویژه

گام‌های بلندی که نیشکر برای رونق جوامع محلی برداشته است؛ سهم صنایع‌دستی خوزستان از سفره شیرین نیشکر اهدای دو تندیس جشنواره سلام به مدیر روابط عمومی شرکت فولاد خوزستان پایان عملیات بازسازی پل «مورد فل» در شهرستان ایذه  طنین حماسه در بهون بختیاری؛ بعثت هنرمندان برای پاسداشت زبان فارسی و هویت ملی معاون اول رئیس جمهور از تشکیل ستاد باز سازی صنایع خبر داد پیشنهاد تأسیس پژوهشگاه جامع مدیریت و شهرسازی شهرداری اهواز؛ گامی به‌سوی مدیریت شهری دانش‌بنیان مطالبه‌گری مردم منطقه ناشلیل از مسئولان استانی و ملی در خصوص مشکلات موجود فرماندار اهواز:اولویت‌بندی تکمیل طرح آبرسانی کوی علوی اهواز در دستور کار قرار گرفت ما عشایر و عشایرزاده ایم، عشایر اگر خونی از او ریخته بشود یا سازش می کند یا از او تقاص میگیرد مدیرکل صدا و سیمای استان خوزستان: شبکه خوزستان راوی اول جنگ رسانه ای/ صدا و سیما در جنگ رمضان غافلگیر نشد تجدید بیعت مردم غیور باغملک با آرمان‌های رهبر انقلاب

23

اکبر؛بی آنکه برادر همگان باشد، با همه برادری می کرد.

  • کد خبر : 1852
  • 24 اردیبهشت 1402 - 21:55
اکبر؛بی آنکه برادر همگان باشد، با همه برادری می کرد.

اکبر ، ارجمندی  مردمدار بود که در جوانی پخته مردی شده بود . در ارتباط اجتماعی آدم بی نظیر روزگار ما بود . او شجاع مردی بود که جسارت را با مهر و مهربانی معنا می بخشید. بی آنکه برادر همگان باشد، با همه برادری می کرد. پهلوان سخاوت بود و در دستگیری آنانی که […]

اکبر ، ارجمندی  مردمدار بود که در جوانی پخته مردی شده بود . در ارتباط اجتماعی آدم بی نظیر روزگار ما بود . او شجاع مردی بود که جسارت را با مهر و مهربانی معنا می بخشید.

بی آنکه برادر همگان باشد، با همه برادری می کرد.

پهلوان سخاوت بود و در دستگیری آنانی که می اندیشید به او و کمک او محتاجند ذره ای بخل نمی ورزید.

او خود ساخته ای بود که آرام آرام برآمد تا تکیه گاه باشد.

او شبیه ترین آدم به همگان بود، با بچه ها و جوانان جوانانه بود و با پیران خردمند.

با سادگان ساده بود و با سیاسیون سیاسی.

اهل دل بود و شوق زندگی را امید می داد.

بر این باورم ، در میان هم نسلانش که در دامنه های مونگشت پرورده شدند و در خوزستان بالیدند و در ایران مشهور شدند، بی نظیر بود و در آینده ای  که نمیدانم دور یا نزدیک باشد، شاید  چون او پرورش نیابد.

مورد کین بی ثمران بود ، زیرا چون رود رونده  و چون درخت ثمری بود … آخر مگر غیر از این است که مردم بَرد ایزَنن درحده ثمرینه؟

دوستش داشتند چون مهر می ورزید و در مهربانی و گشاده رویی و دست و دلبازی دلاوری می کرد.

او مرد میدان لبخند و عرصه ی خوشرویی و خوشخویی بود.

نبودن او در باور نمی گنجد و هر کس از رفتنش شنید، می گوید.

بر فرس تند رو هر که تو را دید گفت

برگ گل سرخ را باد کجا می برد!

در بهت و حیرت مرگ زود هنگام و ناباورانه اش، آنچه به خاطرم خطور می کند، این بیت از غزل مفتون امینی است.

 

امید دل بمرد و آرزوها گوشه بگرفتند

تو گویی لشکری پاشیده شد با مرگ سرداری.

 

جمشیدسعیدی پور

لینک کوتاه : https://havaybana.ir/?p=1852

ثبت دیدگاه

مجموع دیدگاهها : 0در انتظار بررسی : 0انتشار یافته : ۰
قوانین ارسال دیدگاه
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.