آیا مهریه عامل طلاق است یا پایداری خانواده؟
بررسی حقوقی، اجتماعی و تحلیلی نقش مهریه در استحکام روابط زناشویی
ایرج کیاننژاد، کارشناس؛حقوقدان و قاضی داور
مهریه یکی از نهادهای مهم حقوق خانواده در ایران است که علاوه بر جایگاه قانونی و شرعی، از ابعاد اقتصادی، اجتماعی و روانشناختی نیز برخوردار است. با این حال، همواره این پرسش مطرح بوده است که آیا مهریههای سنگین موجب تحکیم بنیان خانواده میشوند یا در شرایطی میتوانند به عاملی برای افزایش اختلافات زناشویی و دشوارتر شدن فرآیند جدایی تبدیل شوند؟ این مقاله با روش توصیفی ـ تحلیلی، ضمن بررسی جایگاه قانونی مهریه و نقش آن در حمایت از حقوق مالی زنان، بر این نکته تأکید میکند که نه میزان بالای مهریه بهتنهایی تضمینکننده دوام ازدواج است و نه وجود مهریه، ذاتاً عامل فروپاشی خانواده محسوب میشود. آنچه اهمیت اساسی دارد، نحوه تعیین مهریه، تناسب آن با توان اقتصادی زوجین، آگاهی حقوقی طرفین و کیفیت روابط عاطفی و اخلاقی خانواده است.
واژگان کلیدی: مهریه، طلاق، پایداری خانواده، حقوق زنان، تعارضات زناشویی، داوری خانواده.
مقدمه
خانواده بنیادیترین نهاد اجتماعی و یکی از مهمترین ارکان سلامت جامعه است. استحکام خانواده نهتنها بر آرامش زوجین و تربیت فرزندان تأثیر میگذارد، بلکه در کاهش آسیبهای اجتماعی و افزایش امنیت روانی جامعه نیز نقش اساسی دارد. از این رو، بررسی عواملی که موجب پایداری یا تزلزل روابط زناشویی میشوند، از اهمیت ویژهای برخوردار است.
مهریه در نظام حقوقی ایران، حق مالی زوجه است که با وقوع عقد نکاح، مطابق ماده ۱۰۸۲ قانون مدنی، زن مالک آن میشود. بنابراین، مهریه را نمیتوان صرفاً یک توافق تشریفاتی یا ابزاری برای تهدید زوج تلقی کرد؛ بلکه این حق دارای مبنای قانونی مشخص است و باید مورد احترام قرار گیرد.
با این حال، مسئله اصلی آن است که آیا افزایش میزان مهریه میتواند به افزایش امنیت و آرامش زن در زندگی مشترک منجر شود یا در برخی شرایط، تعهدات مالی نامتناسب و اختلافات ناشی از آن، خود به عاملی برای تشدید بحران خانوادگی تبدیل میشوند؟
۱. مهریه؛ ابزار حمایت حقوقی یا تضمینکننده زندگی مشترک؟
یکی از کارکردهای مهم مهریه، ایجاد پشتوانه مالی برای زن و به رسمیت شناختن حق مالی مستقل او در ازدواج است. این کارکرد بهویژه در شرایطی که زن از درآمد مستقل یا حمایت اقتصادی کافی برخوردار نیست، اهمیت بیشتری پیدا میکند.
از این منظر، مهریه متناسب و آگاهانه میتواند در ایجاد احساس امنیت اقتصادی و کاهش نگرانیهای آینده مؤثر باشد. با این وجود، باید میان «حمایت حقوقی» و «تضمین عاطفی زندگی مشترک» تفاوت قائل شد. مهریه، هرچند حق قانونی زن است، بهتنهایی نمیتواند محبت، وفاداری، تفاهم، مسئولیتپذیری یا حسن معاشرت را تضمین کند.
ممکن است خانوادهای با مهریهای متعارف و توافقی آگاهانه، به دلیل احترام متقابل و مدیریت صحیح اختلافات، سالها زندگی موفقی داشته باشد؛ در مقابل، ممکن است خانوادهای با مهریهای بسیار سنگین، به علت سوءرفتار، بیاعتمادی، مشکلات اقتصادی یا اختلافات حلنشده، با بحران مواجه شود.
بنابراین، از نظر تحلیلی نمیتوان میان میزان مهریه و دوام ازدواج، رابطهای قطعی و یکسان برای همه خانوادهها فرض کرد.
۲. مهریههای سنگین و احتمال تشدید اختلافات خانوادگی
یکی از مسائل قابل بررسی در جامعه امروز، تعیین مهریههایی است که با وضعیت اقتصادی و توان واقعی پرداخت زوج تناسب ندارند. در چنین شرایطی، ممکن است تعهد مالی ناشی از مهریه در سالهای بعد، بهویژه هنگام بروز اختلافات زناشویی، به موضوعی مناقشهبرانگیز تبدیل شود.
ناتوانی در پرداخت مهریه، نگرانی از بدهیهای بلندمدت، توقیف اموال و اختلاف بر سر نحوه اجرای تعهدات مالی، ممکن است فشار روانی و اقتصادی بر زوجین وارد کند. همچنین، اگر مهریه در جریان اختلافات به ابزار فشار، انتقامجویی یا تهدید متقابل تبدیل شود، امکان گفتوگوی سازنده و حل مسالمتآمیز اختلافات کاهش مییابد.
البته این نکته نباید به برداشت نادرستی منجر شود که مطالبه مهریه از سوی زن، بهخودیخود رفتاری نادرست یا علت طلاق است. زن حق دارد از حق مالی قانونی خود استفاده کند و زوج نیز حق دارد در چارچوب قانون، وضعیت مالی و توان پرداخت خود را مطرح کند. مسئله اصلی، رعایت حقوق قانونی هر دو طرف و جلوگیری از تبدیل اختلاف مالی به نزاعی فرسایشی است.
در نتیجه، مهریه سنگین را باید یکی از عوامل احتمالی تشدید اختلاف در برخی خانوادهها دانست، نه علت قطعی یا مستقل طلاق.















