3

پیام تسلیت “انجمن ادب و هنر” به مناسبت درگذشت استاد جعفر سعیدی نژاد”

  • کد خبر : 5562
  • 14 خرداد 1404 - 1:41
پیام تسلیت “انجمن ادب و هنر” به مناسبت درگذشت استاد جعفر سعیدی نژاد”

در اوج فلک گر سمایی شویم و یا قعر دریا چو ماهی شویم از این جا به سوی سرایی دگر همه دیر یا زود راهی شویم. #رجبعلی کاوسی قافی 🌹🖤🌹🖤🌹   پیام تسلیت “انجمن ادب و هنر” به مناسبت درگذشت استاد جعفر سعیدی نژاد” 🖤🖤🖤 سکوتی سنگین، فضای “انجمن ادب و هنر” را فرا گرفت. […]

در اوج فلک گر سمایی شویم

و یا قعر دریا چو ماهی شویم

از این جا به سوی سرایی دگر

همه دیر یا زود راهی شویم.

#رجبعلی کاوسی قافی

🌹🖤🌹🖤🌹

 

پیام تسلیت “انجمن ادب و هنر” به مناسبت درگذشت استاد جعفر سعیدی نژاد”

🖤🖤🖤

سکوتی سنگین، فضای “انجمن ادب و هنر” را فرا گرفت.

نمایه ی انجمن به تمثال زیبای استاد جعفر سعیدی نژاد مزین شد.

اما این بار نه برای نکوداشت، بلکه برای اعلام خبر وداع جانگداز روح این بزرگمرد هنر و ادب و اخلاق.

خبر کوتاه امّا بسیار تلخ و حزن انگیز بود.

روح بلند فخر هنر عکاسی و تاتر دیار بختیاری “استادجعفر سعیدی‌نژاد”

به آسمان ها پر کشید.

هنرمندی که در روزگار تنگدستی امکانات، بذر هنر را در دشت‌های تشنه این دیار پاشید و شکوفاند.

 

در آن زمان که امکانات هنری اندک بود و دستان هنرمندان غالباً بسته، “جعفر سعیدی‌نژاد”با تکیه بر ذوق و اراده بی‌حدش، مرزها را درنوردید و آثاری از خود بر جای گذاشت که تا همیشه ماندگار خواهد ماند.

هنرمندی که ، دستان هنرمندش را به کار بست و به کمک ذهن خلاقش چشمه‌ای زلال را جاری ساخت تا تشنگان هنر را سیراب سازد.

 

یادش بخیر، آن روزگاری که دوربین عکاسی در دستش، نه صرفاً ابزاری برای ثبت لحظه‌ها، که چشم بیدار او برای دیدن زیبایی‌های پنهان بود. هر عکسش، داستانی بود ناگفته، فریادی بود از دل یک شهر، آن هم یک قشر خاص بلکه از دل همه ی آحاد جامعه.

 

وی ، هنرمندی بود که با دوربین، جهان را به گونه‌ای دیگر می دید و با نگاه نافذش، لحظه‌ها را جاودانه می ساخت.

او که در عرصه عکاسی، نه تنها به ثبت تصاویر پرداخت، بلکه روح زندگی را در هر فریم دمید و با بازی نور و سایه، داستانی از هزاران کلمه را روایت کرد.

هر عکس او، تابلویی بود از عشق، اندوه، امید و هر آنچه که از چشم دیگران پنهان می‌ماند.

 

در دنیای پر رمز و راز فیلمبرداری، او نه فقط تکنیسین نور و قاب، که خالق چشم‌اندازهایی بود که در ذهن تماشاگران نقش می‌بست.

حرکت دوربینش، رقصی بود موزون با ضربان قلب داستان و هر نما، پنجره‌ای به دنیای خیال. هنر او در این عرصه، صحنه ی نمایش و سینما را نه فقط به ابزاری برای سرگرمی، که به آیینه‌ای برای بازتاب حقیقت وجود بدل کرد.

 

در فیلم‌ هایش، نگاه او به قاب زندگی، عمقی دیگر می‌بخشید و تئاتر و نمایش‌هایش، صحنه‌هایی برای جان بخشیدن به آرزوها و دردهای مشترکمان بود.

صحنه تئاتر، میعادگاهی دلنشین برای این هنرمند بزرگ بود.

جایی که نفس‌ها در هم می‌آمیخت و زندگی در لحظه، جان می‌گرفت.

او نه فقط بازیگر، که کالبد پاره‌پاره‌ای از هزاران نقش بود که بر صحنه زندگی می‌کرد و در جان تماشاگران ریشه می‌دواند.

 

او کارگردان بود؛ اما نه فقط کارگردان صحنه، که کارگردان لحظه‌های زندگی، هنرمند بی‌ادعایی که عشق به هنر، او را به خلق و آفرینش وا می‌داشت.

در کسوت کارگردانی، چون ناخدایی ماهر، کشتی نمایش را در دریای پر تلاطم احساسات هدایت می‌کرد و با هر حرکت و هر کلام، جهانی نو می‌آفرید.

۷

حالا، با رفتنش، جای خالی‌اش را نه فقط در میان دوستداران هنر، که در جای جای این شهر و در تک‌تک لحظاتی که می‌توانست با هنر او رقم بخورد، احساس می‌کنیم.

 

اما ، اگرچه جسم خاکی‌اش از بین ما می رود ، اما میراث هنری‌اش، همچون ستاره‌ای پرفروغ در آسمان هنر این سرزمین می‌درخشد. او رفت، اما نگاهش، صدایش و دست‌های هنرمندش، در هزاران فریم عکس، هزاران پلان فیلم، و هزاران صحنه تئاتر زنده است.

روحش شاد و یادش گرامی باد، که نامش همواره بر تارک هنر این سرزمین خواهد درخشید.

 

“انجمن ادب و هنر” این ضایعه ی جانکاه را به پیشگاه خانواده ی محترم ، جامعه ی هنری و هنرمندان همتبار تسلیت عرض نموده ، شادی روح آن عزیزسفرکرده و سلامتی و سعادتمندی بازماندگان را از ایزد منان آرزومند است.

 

#رجبعلی کاوسی قافی /اصفهان ۱۳ خرداد۱۴۰۴

لینک کوتاه : https://havaybana.ir/?p=5562

برچسب ها

ثبت دیدگاه

مجموع دیدگاهها : 0در انتظار بررسی : 0انتشار یافته : ۰
قوانین ارسال دیدگاه
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.